قالب پرشین بلاگ


زبان و ادبیات فارسی سوم راهنمایی
برای دبیران و دانش آموزان

پای نهادن: قدم گذاشتن                       کرب: سرزمین                  بلا: آزمایش، امتحان

کربلا: سرزمین آزمایش و امتحان                 قافله: کاروان               مُلحق شود: بپیوندد

پندار: حدس و گمان                               محفوظ داشتن: حفظ کردن، نگهداری

عظیم: بزرگ                  می­انگارند: نصوّر می­کنند، گمان می­­کنند

(صلح و جنگ) و (پیر و جوان): آرایه­ی تضاد دارند.                

ناگاه: ناگهان، به ناگاه.                     جاودانگی: ماندگاری.

بی­وقفه: بی­درنگ، بدون توقّف.             باز ایستادن: متوقّف شدن.

حیات معمول: زندگی طبیعی، زندگی عادی.

در عبارات:«کشتی­ها به گل نشستند» و «اتومبیل­ها گریختند» و «رودخانه ماند و نظاره کرد» آرایه­ی جان­دار پنداری(جان­بخشی به اشیا) وجود دارد.

آرایه­ی جان­دار پنداری(جان­بخشی به اشیا): اگر اشیای بی­جان و عناصر و پدیده­های طبیعی را با ویژگی­های رفتاری جان­داران توصیف کنیم؛ به صورتی که باعث زیبایی نوشته­ شود، جان­دار پنداری(جان­بخشی به اشیا) انجام داده­ایم.

آرایه­ی تشبیه: به تشبیه کردن یا ادعای همانندی بین دو چیز، به شرط زیباییِ هنری، آرایه­ی تشبیه می­گویند.

ارکان تشبیه

1-مشبّه(طرف اوّل): چیزی که به چیز دیگر مانند می­شود.

2-مشبّهٌ­به(طرف دوم): آن­چه به آن مانند می کنیم.

3-وجهِ شبه: به ویژگی مشترک طرف اوّل و طرف دوم می­گویند.

4-ابزار تشبیه(ادات): مثل، مانند، همانند، چون، وار، بسانِ، سان، همچون و ... که به کمک تشبیه می­آیند.

مثال: 1 وقت 4مثل 2طلا  3ارزشمند است.                         ابر مانند پرده­ای خورشید را پنهان کرد.

ارکان تشبیه را در جمله­های زیر تعیین کنید:

حیات حقیقی مردان خدا ققنوس­وار از میان خاکستر نخل­های نیم سوخته سر برآورد.

خرمشهر شقایقی خون رنگ­ است که داغ جنگ بر سینه دارد.

خرمشهر مادری بود که فرزندان خویش را زیر بال و پر گرفته بود.

نظاره کرد: نگاه کرد، تماشا کرد.                              عقلِ باژگونه: عقل وارونه، عقل معلّق

درنیابند: متوجّه نشوند، نفهمند.                                شقایق: از خانواده­ی لاله­ها

مظهر: محلّ تجلّی.                                              استقامت: استواری، مقاومت.

متجاوزان: تجاوزگران، اشغالگران                             مدافعان: محافظان.

شط: رود.                                                         استوار: محکم و پابرجا.

ایران شهر: کشورِ ایران                                        مقرّ: محلّ قرار گرفتن، قرارگاه.

تداعی: یادآوری.                                                عشّاق: جمع مکسّرِ عاشقان.

حسرت: اندوه، آرزو                                             معارج: محل بالا رفتن(جمع مکسّرِ معراج)

فراز: بالا، بلندی، ارتفاع                                        سلاله: خاندان، خانواده.

حذف: به کاستن بخشی از کلام به جهت پرهیز از تکرار، «حذف» می­گویند.

حذف بر دو نوع است:

1)      حذف به قرینه­ی لفظی: اگر فعل جمله ای را به خاطرِ تکرار بیهوده­ی آن در جمله­ی پیشین یا جمله­ی بعدی، حذف به قرینه­ی لفظی می­گویند.

مثال: آنان که یاد آن مقاومت عظیم را در دل محفزظ داشته­اند، پیر شده­اند و پیرتر(شده­اند). خداوند دوستدار نیکوکاران است و یاورِ راست گویان(است).

2)      حذف به قرینه­ی معنوی: اگر از رویِ معنی سخن به قسمت حذف شده­ی جمله پی برده و آن را حدس بزنیم، به آن حذف به قرینه­ی معنوی می­گویند. مثال:

ای نامِ تو بهترین سرآغاز(است)            بی نامِ تو نامه کِی کنم باز؟

**

به نامِ خداوندِ جان آفرین(آغاز می­کنم)               حکیمِ سُخن در زبان آفرین(آغاز می­کنم)

مونولوگ: به گفت­و گوهای یک نفره که می تواند مخاطب داشته باشد یا بدون مخاطب باشد، مونولوگ می­گویند. اغلبِ نیایش­ها، مناجات­ها و مرثیه­ها مونولوگ هستند.

دیالوگ: به گفت­وگوهایی که در داستان­ها، نمایش­نامه­ها و فیلم­نامه­ها بین چند نفر صورت می­گیرد، دیالوگ می­گویند.

رنگِ بهاران

در سینه­ام دوباره غمی جان گرفته­است

«امشب دلم به یادِ عزیزان گرفته است»

آرایه­ی «جان بخشی» در عبارت«غمی جان گرفته­است» وجود دارد. همچنین مصرع دوم بیت(«امشب دلم به یادِ عزیزان گرفته است») از یک «شهید» تضمین شده­است.

تا لحظه­های پیش، دلم گورِ سرد بود

اینک به یُمن یاد شما جان گرفته است

در عبارت« دلم گور سرد بود» آرایه­ی تشبیه وجود دارد. (دل«طرف اوّل» به گورِ سرد«طرف دوم» تشبیه شده­است.

یُمن: مبارکی، فرخندگی، میمنت

در آسمانِ سینه­ی من ابرِ بغض خُفت

صحرایِ دل، بهانه­ی باران گرفته­است

آسمانِ سینه: ترکیبِ اضافی(مضاف و مضافٌ­الیه) و اضافه­ی تشبیهی است. سینه(اسمِ دوم) به آسمان(اسمِ اوّل) تشبیه شده­است و ویژگی مشترک این دو«وسعت و فراخی» است.

ابرِ بُغض: ترکیبِ اضافی(مضاف و مضافٌ­الیه) و اضافه­ی تشبیهی است. بُغض(اسمِ دوم) به ابر(اسمِ اوّل) تشبیه شده­است و ویژگی مشترک این دو«آمادگی برای بارش و گریه» است. در طولِ بیت نیز استعاره وجود دارد. همچنین در«خفتن» برای «ابرِ بغض»جان­بخشی صورت گرفته است.

صحرایِ دل: ترکیبِ اضافی(مضاف و مضافٌ­الیه) و اضافه­ی تشبیهی است. دل (اسمِ دوم) به صحرا (اسمِ اوّل) تشبیه شده­است و ویژگی مشترک این دو«نیازمندی به بارش» منظور است. در طولِ بیت نیز استعاره وجود دارد. همچنین در عبارت «بهانه گرفتن» برای «صحرا»جان­بخشی صورت گرفته است.

از هرچه بویِ عشق، تُهی بود خانه­ام

اینک، صفایِ لاله و ریحان گرفته­است

بوی عشق: ترکیبِ اضافی(مضاف و مضافٌ­الیه) و اضافه­ی استعاری است. عشق (اسمِ دوم) به گلی تشبیه شده که تنها یکی از ویژگی­های آن(بو) در (اسمِ اوّل) حاضر شده­است.

تُهی: خالی

لاله و ریحان: آرایه­ی تناسب می­سازند.

به حضور دوگانه­ی واژه­هایی که با هم نسبت و خویشاوندی دارند، آرایه­ی تناسب می­گویند. لاله و ریحان در گُل بودن با هم نسبت و خویشاوندی دارند.

اگر تعداد واژه­های خویشاوند در طولِ بیت به بیش از دو مورد برسد، آرایه­ی مراعات نظیر خواهیم داشت. مثال: ابر و باد و مه و خورشید و فلک در بیت زیر مراعات نظیر هستند:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری

**

دل و دین و عقل و هوشم، همه را به باد دادی

زِ کدام باده ساقی به منِ خراب دادی؟

یا در بیت بالا« دل و دین و عقل و هوش» مراعات نظیر دارند.

دیشب دو چشمِ پنجره در خواب می­خزید

امشب سکوتِ پنجره، پایان گرفته­است

چشمِ پنجره: ترکیبِ اضافی(مضاف و مضافٌ­الیه) و اضافه­ی استعاری است. پنجره (اسمِ دوم) به موجودی تشبیه شده که تنها یکی از اندام­های آن(چشم) در (اسمِ اوّل) حاضر شده­است. همچنین «خزیدن» برای پنجره باعث آرایه­ی جان­دار پنداری یا جان­بخشی به اشیا است.

سکوتِ پنجره: ترکیبِ اضافی(مضاف و مضافٌ­الیه) و اضافه­ی استعاری است. پنجره (اسمِ دوم) به موجودی تشبیه شده که تنها یکی از ویژگی­های آن(سکوت) در (اسمِ اوّل) حاضر شده­است. همچنین «سکوت شکستن» برای پنجره باعث آرایه­ی جان­دار پنداری یا جان­بخشی به اشیا است.

امشب فضایِ خانه­ی دل، سبز و دیدنی­است

در فصلِ زرد، رنگِ بهاران گرفته­است

خانه­ی دل: ترکیبِ اضافی(مضاف و مضافٌ­الیه) و اضافه­ی تشبیهی است. دل(اسمِ دوم) به خانه(اسمِ اوّل) تشبیه شده­است و ویژگی مشترک این دو«شخصی بودن» است.

بین«سبز و زرد» در بیت پایانی، آرایه­ی تناسب وجود دارد. زیرا دو خویشاوند از خانواده­ی «رنگ­ها» در طولِ بیت آمده است.

از آسمان سبز، سلمان هراتی

حکایت

سیرت سلمان

سلمان فارسی بر لشکری امیر بود. در میان رعایا پنان حقیر می­نمود که وقتی خادمی به وی رسید، گفت: این توبره­ی کاه بردار و به لشکرگاهِ سلمان بر. سلمان برداشت. چون به لشکرگاه رسید، مردم گفتند:«امیر است». آن خادم بترسید و در قدمی وی اُفتاد. سلمان گفت:«به سه وجه این کار از برای خود کردم، نه از بهرِ تو، هیچ اندیشه مدار. اوّل آن که تکبّر از من دفع شود؛ دوم آن که دلِ تو خوش شود؛ سیُم آن که از عُهده­ی حفظ رعیّت برآمده­باشم».

امیر: فرمان­ده                                                   رعایا: عوامِ مردم، توده­ی مردم. جمع رعیّت.

حقیر: ناچیز، کم ارزش، کوچک                               می­نمود: نشان می­داد

وقتی: زمانی، روزی                                            خادم: خدمت­کار، زیردست، رعیّت

توبره: کیسه، گونی.                                            بَر: بن مضارع از مصدر بُردن. بِبر

لشکرگاه: محلّ اقامت لشکر، قرارگاه                        در قدمِ وی افتاد: به دست و پای او افتاد، به التماس افتاد.

وجه: صورت، جهت                                             به سه وجه: به سه دلیل، به سه جهت

از برای خود: به خاطرِ خودم.                                  از بهر: برای ، به خاطرِ، از برای.

اندیشه مدار: نترس، وحشت مکن.                           تکبّر: خودستایی، خود خواهی، غرور.

دفع: راندن، دور کردن، طرد کردن                          دفع شود: دور شود

دلِ تو خوش شود: تو خوش­حال شوی.                    عهده: مسؤولیّت، وظیفه.

حفظ: محافظت، نگهداری، مراقبت.         

از عهده بیرون آمدن: به وظیفه عمل کردن، پیرزو شدن در مسؤولیّت.

روضه­ی خُلد، مجد خوافی

رخصت رویش- فصل غریبی - عیش گلزار خرقه­ی فرسوده - منجی جهان- سلطان آسمان هوا و هوس - صفت تفضیلی - قافیه و قیافه - قصیده و غزل- تلمیح و تشخیص - توصیف طبیعی - جوانان سعادتمند - مقاومت عظیم - جنگ و صلح - الحاق و ملحق - قافله و کاروان - حیات معمول سرچشمه­ی جاودانگی ققنوس­وار باز نایستاده­است - نظر و نظاره - حیات حقیقی مردان خدا - عقل باژگونه - قبرستان شهدا - شقایق خون­رنگ - داغ خرّمشهر- مسجدِ جامع مظهر استقامت - اشغال متجاوزان - مدافعان خرّمشهر مظهر آرزو - شطّ العرب - مقرّ فرماندهی - تداعی صحنه­ی کربلا - اصحاب حقیقت - قرارگاه عشّاق - ویرانیِ معارج سلاله­ی جوان­مردان - مرتضی آوینی- حذف به قرینه­ی لفظی قرینه­ی معنوی - مونولوگ و دیالوگ نمایش­نامه­ها و فیلم­نامه­ها- حافظه و استعداد واقعه­ی دفاع مقدّس مرثیه­ها و مناجات­ها- به قصدِ لذّت دسته­بندی­های مکرّر حتیّ­الامکان مطالعه­ی مذهبی - فضای دیدنی- آرایه­ی تضمین - سلمان هراتی - رعیّت و رعایا از عهده­ی حفظِ رعیّت - دفعِ تکبّر روضه­ی خُلد توبره­ی کاه - مجدِ خوافی ذخایرِ زیر زمینی- فضیلت و تقوا - ننگین و شرارت­انگیز - اعتدال و قناعت انحطاطِ حکومت غرور و غفلت مقهور و مغلوب - انضباط و استحکام - قدرت و اقتدار - مسؤلیّت پیچیده پُر توقّع و سخت­گیر - عامّه و عموم - خصوصیّتِ اقلیمی - بدیهی و واضح از لحاظ منابع - مراقبت خاص مقدور و ممکن - ملّاحان و دریانوردان - مهارت و تخصّص - کارآیی و قابلیّت - توانایی راه­برد -آشفتگیِ ذهنی - کوشندگی و آگاهی - سامان عقیدتی - عمده و اساسی قریحه­ی نقد و تحلیل آموزه­های حِکَمی - آبشخورهای زلال - چگونگیِ بهره­گیری تغییر و تلخیص محمّد­علی اسلامیِ ندوشن -  فعل مضارع.

[ ] [ ] [ روح الله کاظمی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به جهت تغییرات کتاب ادبیّات فارسی در یکی دو سال گذشته، - آن هم در حدّ وسیع- و تنوع موضوعی چشم گیر در کتابِ حاضر، نیاز به برخورد متفاوت تر با زنگ های ادبیّات، محسوس تر می نماید.
از یک سو آزمون های متنوّعی که از داخل و خارج محیط مدرسه، بر ذهن و فکرِ اولیای دانش آموزان و گاه خود آن ها تحمیل شده و دبیران ادبیّات را به توانمندی و مسلّح کردن دانش آموزان ملزم می سازد.
از سوی دیگر آزمون های ورودی مدارس غیر انتفاعی و دبیرستان ها که فشار روانی خاصی را به اولیای مدرسه و خانه تحمیل می کند و نیاز به برخورد علمی تر و عالمانه تر با ادبیّات را از همین دوره بایستگی می بخشد.
از یک طرف دیگر، لازمه ی برخورد اشتیاق آمیزتر دبیران مقطع راهنمایی، با توجه دادن دانش آموز به جوهره¬ی ادبیّات، و اصل انسان محوری و اصالت عواطف انسانی در ادبیات، و نیز تشحیذ ذوق و استعداد دانش آموزان ، جهت دادن آن ها به مطالعه ی شاه کارهای ادبیّات دیروز فارسی و زبان شعرای امروز فارسی و رونق بخشیدن به ذخیره ی ادبی دانش آموزان، برخورد دیگرگونی را از دبیران ادبیّات می طلبد.
وبلاگ پیش رو، ضمن ایجاد فرصتی درخور برای مطالعه های جنبی دانش آموز در زمینه ی مطالبی که به نحو مختصر در بطن کتاب ادبیات فارسی دوم راهنمایی بدان ها اشاره شده است؛ آن ها را با برخورد حرفه ای تر با این رشته نیز آشنا می سازد و چه بسا مشکلات موردی آنها در زمینه های ادبی از پیش پای آن ها برمی دارد.
فرصت اندک کتاب و کلاس، مجال پرداختن به رمان ها، داستان های کوتاه، یا سایر انواع ادبی، از قبیل غزل امروز را از نگارنده ی این مطالب گرفته بود. این وبلاگ پنجره ای بود به ادبیّات فارسی محض، تا علاقه مندان دانش آموز، فرصت آشنایی با انواع ادبی را پیدا کنند.
نیز اولیای خانه و مدرسه نسبت به مواردی که در کلاس مطرح می شود وقوف و اشراف یافته و از کمّ و کیف کلاس ادبیّات آگاهی می یابند.
در صورتی که دانش آموزی به دلیل بیماری یا هر دلیل ممکن دیگر، از مدرسه محروم مانده باشد، می تواند با مطالعه ی وبلاگ پیش روی، نیاز خود را به شکل کاملاً تخصّصی تری دنبال فرموده و عقب افتادگی های احتمالی خود را جبران کنند.
و مزایای دیگر که پرداختن به آن ها اسباب روده درازی در این مقال خواهد بود.
امکانات وب
<-BlogTitle-> "> - <-BlogDescription-> - <-BlogTitle->"> ,<-BlogId->, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs">

<-BlogTitle->
<-BlogDescription->
نويسندگان
آخرين مطالب
<-PostContent->
ادامه مطلب
[ <-PostDate-> ] [ <-PostTime-> ] [ <-PostAuthor-> ]
<< مطالب جدیدتر    ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

<-BlogAbout->
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب
<-BlogCustomHtml->