X
تبلیغات
زبان و ادبیات فارسی سوم راهنمایی

قالب پرشین بلاگ


زبان و ادبیات فارسی سوم راهنمایی
برای دبیران و دانش آموزان

آب و آیینه

           

قالب شعر«آب و آیینه» غزل امروز است. و شاعر آن را در ستایش و بزرگ­داشت

«امام رضا علیه­السّلام» سروده است. چند بیت از اصل این غزل، حذف شده­است.

چشمه­های خروشان تو را می­شناسند

موج­های پریشان تو را می­شناسند

موج­های پریشان: استعاره از انسان­های نیازمند و دردمند.

چشمه­های خروشان: استعاره از انسان­هایی که مانند چشمه زلال و شفّاف و پاکیزه هستند

و به سمت دریا در تکاپویند.

استعاره: در لغت به معنی به عاریت گرفتن. در اصطلاح ادبیات فارسی بکار بردن

واژه­ای است به جای واژه دیگر با علاقه شباهت، با وجود قرینه. استعاره در واقع

تشبیهی موجز و فشرده است؛ که تنها "مشبه­به" آن باقی مانده باشد. علاوه بر آن شاعر در تشبیه، ادعای همانندی دو پدیده را دارد؛ اما در استعاره ادعای یکسانی آن دو را. این دو ویژگی، استعاره را هنری­تر و خیال انگیزتر از تشبیه می­کند. مثال:

ای گل خوش نسیم من! بلبل خویش را مسوز// کز سر صدق می­کند شب همه شب دعای تو

"گل خوش نسیم" استعاره از معشوق و "بلبل" استعاره از عاشق است.

معنی بیت: انسان­های زلالِ پاکیزه(چشمه­های خروشان) و دردمندانِ نیازمند(موج­های پریشان) به سمتِ دریای وجود تو جاری هستند.

پرسشِ تشنگی را تو آبی، جوابی

ریگ­های بیابان تو را می­شناسند

پرسش و جواب: آرایه­ی تضاد.              تشنگی، آب و بیابان: آرایه­ی مراعات نظیر       ریگ­های بیابان: استعاره از زائران تشنه و شیفته­ای که از نظر تعداد مانند ریگ بیابان فراوانند.

هر گاه دو واژه با معنای متضاد در یک بیت یا عبارت به کار رود، آرایه تضاد پدید می‌آید.

در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است. واژه‌های /نومیدی/ با /امید/ و همچنین واژگان /سیه/ با /سپید/ متضاد و مخالف هستند.

مراعات نظیر: آوردن دو یا چند واژه در یک بیت یا عبارت که در بینشان رابطه‌ای آشنا و مخصوص میان آنها برقرار باشد.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند// تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.

(ابر و باد و مه و خورشید و فلک همگی جز عناصر و پدیده‌های طبیعت هستند.)

معنی بیت: برای سؤال­ها و تشنگی زائران که در بیابان­ها به سمت تو در حرکت هستند، تو بهترین جواب و گواراترین آب هستی.

نامِ تو رخصتِ رویش است و طراوت

زین سبب برگ و باران تو را می­شناسند

رخصت: 1) اجازه ، دستور، اِذن .   2) جواز، پروانه.               طراوت: 1) تر و تازه شدن.  2 ) تازگی.

زین: مخفّف (از این).                                 (برگ، باران، رویش و طراوت): مراعات نظیر دارند.

با نامِ تو جوانه زدن و تازگی اجازه­ی آشکار شدن می­یابند؛ به این خاطر است که­باران و سرسبزی با تو آشناست.

هم تو گل­های این باغ را می­شناسی

هم تمام شهیدان تو را می­شناسند ...

گل­های این باغ: استعاره از «مردم این سرزمین».                   به صورت پنهانی، شهیدان به گل­های باغ تشبیه شده­اند.

هم تو با مردمان مرز و بومِ ایران آشنایی و هم تمام شهیدان این سرزمین با تو آشنا هستند.

اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد 

چون تمام غریبان تو را می­شناسند

غریب : 1) هرچیز نادر و نو. 2) دور از وطن. 3) بیگانه.                    سرآمد: به انتها رسید، به پایان رسید.

اینک : 1) اکنون، الحال. 2) این است! این ها!

اکنون ای خوب من! زمان دوری تو از وطن به پایان رسید؛ زیرا تمام مردمان دور از وطن با تو دوست و آشنا هستند.

کاش من هم عبور تو را دیده بودم 

کوچه­های خراسان تو را می­شناسند

عبور: گذشتن، رد شدن.                  عبورِ تو را دیده بودم: اشاره به عبور حضرت امام رضا(ع) از ری(تهران قدیم) به سمت خراسان رضوی و شهر مشهد.

ای کاش همان­گونه که کوچه­باغ­های خراسان شاهد عبورِ تو بودند، من نیز می توانستم تو را دیده باشم.  

                                                                                                   قیصر امین پور 


میلادِ گل و بهارِ جان آمد                     برخیز که عیدِ می کشان آمد

میلاد: زمان تولّد. اسم زمان است.                گُل: استعاره از حضرت مهدی(عج) است.

بهارِ جان: زمان تازه شدن روح، زمان شادابی و نشاط.          می­کشان: باده نوشان، شراب­خواران

عید: جشن، روز جشن، روزی که فرخنده و مبارک است .            می: شرابِ انگوری

زمان تولّد گل و نشاط و شادابی روح فرا رسید. از جا برخیز که روز جشن و پای­کوبی باده نوشان فرا رسیده است.

خاموش مباش زیرِ این خرقه                 بر جانِ جهان، دوباره جان آمد

خِرقه: 1) جامه­ای که از تکه پارچه­های گوناگون دوخته شود. 2) جُبّه­ی مخصوص درویشان. 3) جسد، تن.

خاموش: ساکت، بی­صدا.             در مصراع دوم واج آرایی وجود دارد.

واج آرایی:

واج‌آرایی تکرار یک یا چند واج صامت یا مصوت در شعر یا در نثر است، که در کلمه‌های یک مصراع یا بیت به گونه‌ای که آفریننده موسیقی درونی باشد و بر تأثیر شعر بیفزاید. یا این بیت از حافظ:

شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر                 کاین سر پر هوس شود خاک در سرای تو

نغمه حروف

وقتی واج‌آرایی بیانگر و یا یادآور صدای خاصی در طبیعت باشد، به آن نغمه حروف گفته می‌شود[۱] ؛ مانند این شعر از فردوسی:

برو راست خم کرد و چپ کرد راست                    خروش از خم چرخ چاچی بخاست

در این شعر منوچهری واج «خ» و «ز» تکرار شده‌است. واج «خ» یادآور خرد شدن برگ پائیزی درختان در زیر پاست:

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است                  باد خنک از جانب خوارزم وزان است

معنی بیت: درون لباس کهنه و فرسوده­ی خود ساکت منشین. زیرا جانی دوباره به جهان دمیده شده است.

گلزار زِ عیش لاله­باران شد                   سلطانِ زمین و آسمان آمد

گلزار: 1) نام لحنی در موسیقی. 2) جای گل بسیار.           لاله­باران: پر لاله، رنگارنگ

عیش: 1) زندگی. 2) طعام، خوراک. 3) خوشی، خوش­گذرانی، شادمانی.

سلطان: 1) تسلّط، فرمان­روایی. 2) قدرت. 3) حجّت، برهان. 4) پادشاه.

سراسر گلستان از خوشی و شادمانی پر لاله و رنگارنگ شد؛ زیرا فرمان­روای زمین و آسمان متولّد شد.

آماده­ی امر و نهیِ فرمان باش              هشدار، که منجی جهان آمد

امر: فرمان، دستور             نهی: ممانعت، بازداشتن              هشدار: به هوش باش! آگاه باش!

مُنجی: 1) پناه، جای نجات. 2) نجات دهنده، رهایی دهنده.

آماده­ی اطاعت از دستورهای او باش که او نجات دهنده­ی جهان است.

                                                                                                    امام خمینی(ره)

[ ] [ ] [ روح الله کاظمی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به جهت تغییرات کتاب ادبیّات فارسی در یکی دو سال گذشته، - آن هم در حدّ وسیع- و تنوع موضوعی چشم گیر در کتابِ حاضر، نیاز به برخورد متفاوت تر با زنگ های ادبیّات، محسوس تر می نماید.
از یک سو آزمون های متنوّعی که از داخل و خارج محیط مدرسه، بر ذهن و فکرِ اولیای دانش آموزان و گاه خود آن ها تحمیل شده و دبیران ادبیّات را به توانمندی و مسلّح کردن دانش آموزان ملزم می سازد.
از سوی دیگر آزمون های ورودی مدارس غیر انتفاعی و دبیرستان ها که فشار روانی خاصی را به اولیای مدرسه و خانه تحمیل می کند و نیاز به برخورد علمی تر و عالمانه تر با ادبیّات را از همین دوره بایستگی می بخشد.
از یک طرف دیگر، لازمه ی برخورد اشتیاق آمیزتر دبیران مقطع راهنمایی، با توجه دادن دانش آموز به جوهره¬ی ادبیّات، و اصل انسان محوری و اصالت عواطف انسانی در ادبیات، و نیز تشحیذ ذوق و استعداد دانش آموزان ، جهت دادن آن ها به مطالعه ی شاه کارهای ادبیّات دیروز فارسی و زبان شعرای امروز فارسی و رونق بخشیدن به ذخیره ی ادبی دانش آموزان، برخورد دیگرگونی را از دبیران ادبیّات می طلبد.
وبلاگ پیش رو، ضمن ایجاد فرصتی درخور برای مطالعه های جنبی دانش آموز در زمینه ی مطالبی که به نحو مختصر در بطن کتاب ادبیات فارسی دوم راهنمایی بدان ها اشاره شده است؛ آن ها را با برخورد حرفه ای تر با این رشته نیز آشنا می سازد و چه بسا مشکلات موردی آنها در زمینه های ادبی از پیش پای آن ها برمی دارد.
فرصت اندک کتاب و کلاس، مجال پرداختن به رمان ها، داستان های کوتاه، یا سایر انواع ادبی، از قبیل غزل امروز را از نگارنده ی این مطالب گرفته بود. این وبلاگ پنجره ای بود به ادبیّات فارسی محض، تا علاقه مندان دانش آموز، فرصت آشنایی با انواع ادبی را پیدا کنند.
نیز اولیای خانه و مدرسه نسبت به مواردی که در کلاس مطرح می شود وقوف و اشراف یافته و از کمّ و کیف کلاس ادبیّات آگاهی می یابند.
در صورتی که دانش آموزی به دلیل بیماری یا هر دلیل ممکن دیگر، از مدرسه محروم مانده باشد، می تواند با مطالعه ی وبلاگ پیش روی، نیاز خود را به شکل کاملاً تخصّصی تری دنبال فرموده و عقب افتادگی های احتمالی خود را جبران کنند.
و مزایای دیگر که پرداختن به آن ها اسباب روده درازی در این مقال خواهد بود.
امکانات وب
<-BlogTitle-> "> - <-BlogDescription-> - <-BlogTitle->"> ,<-BlogId->, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs">

<-BlogTitle->
<-BlogDescription->
نويسندگان
آخرين مطالب
<-PostContent->
ادامه مطلب
[ <-PostDate-> ] [ <-PostTime-> ] [ <-PostAuthor-> ]
<< مطالب جدیدتر    ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

<-BlogAbout->
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب
<-BlogCustomHtml->