قالب پرشین بلاگ


زبان و ادبیات فارسی سوم راهنمایی
برای دبیران و دانش آموزان

دانایی

قالب شعر«دانایی» مثنوی است. مثنوی در لغت به معنی دو تایی است و در اصطلاح به قالب شعری می­گویند که هر بیت آن مفقع (قافیه­دار) باشد، یعنی دو مصراع هر بیت، هم قافیه بوده و قافیه­ی مصرع­ها در هر بیت تغییر کند.

مثنوی­، بهترین قالب برای سرودن داستان­های بلند است. از مهم­ترین مثنوی­های فارسی می­توان«شاهنامه­ی فردوسی»، «بوستان سعدی»، «مثنوی مولوی» و «لیلی و مجنون نظامی» را نام برد.

نمودار مثنوی:

------------ $                     ----------$

------------ #                     ----------#

----------- @                     ---------@

آرایه­ی قلب: به جابه­جایی اجزای جمله در شعر و نوشته­های ادبی، که باعث عمق معنا در آن می­شود، آرایه­ی قلب  می­گویند.

شعر

بدان کوش تا زود دانا شوی                           چو دانا شوی زود والا شوی

تلاش کن تا هرچه زودتر دانایی برسی که اگر به آن دست یابی، به بزرگی ها دست خواهی یافت. در این بیت و بیت بعدی، تکرار  حرف (الف) واج آرایی وجود دارد.

نه دانا تر آن که والاتر است                        که والاتر است آن که داناتر است

"طرد و عکس" این آرایه، یکی از عناصر زیبایی سخن است که در آن مصراع اول را با جابه­جا کردن کلمات در مصراع دوم تکرار می­کنند.

     پیداست که این تکرار باید چنان باشد که موجب رونق و حسن کلام گردد و بر ضعف و سستی طبع شاعر حمل نشود، و گرنه اجتناب کردن از این گونه تکرارها، بهتر و با آرایش سخن مناسب تر است.

تصویر و مثال

بوستان بر سرو دارد آن نگار دلستان                        آن نگار دلستان، بر سرو دارد بوستان

گلستان باشد شکفته، بر صنوبر بس عجب                 بر صنوبر عجب باشد شکفته گلستان

البته این تکرارها باید سبب زیبایی کلام شود و هنر به کار رفته در آن مشخص باشد.

دلبر جانان من برده دل و جان من                          برده دل و جان من، دلبر جانان من

روضه رضوان من، خاک سر کوی دوست                  خاک سر کوی دوست، روضه رضوان من

یوسف کنعان من، مصر ملاحت تراست                     مصر ملاحت تراست، یوسف کنعان کم

منسوب به حافظ

معنی بیت: کسی که بلند مرتبه تر از دیگران است، الزاماً دانا تر از دیگران نیست بلکه آن کسی که دانا تراست، نسبت به دیگران مرتبه­ی بالاتری دارد.

نبینی ز شاهان که بر تخت­گاه                                      ز دانندگان باز جویند راه

آیا شاهانی را بر تختِ شاهی تکیه زده­اند نمی بینی؛ که(برای حکومت کردن) از دانایان راه نمایی می­خواهند.

 

اگر چه بمانند دیر و دراز                      به دانا بودشان همیشه نیاز

اگرچه روزگار درازی ماندگارند و سلطنت می­کنند؛ ولی همیشه به دانایان و دانشمندان نیازمندند.

نگهبان گنجی تو از دشمنان                            وُ دانش نگهبانِ تو جاودان

 تو اموال و دارایی­هایت را از دشمنان مراقبت کنی، در حالی که دانایی حافظ و نگهبان همیشگی جانِ توست.

به دانش شود مرد پرهیزکار                             چنین گفت آن بخردِ هوشیار

با دانش انسان به پرهیزکاری می­رسد. آن فرزانه­ی هوشمند چنین گفت:

می­تواند با بیت بعدی موقوف المعانی باشد.

که دانش زتنگی پناه آورد                                  چو بیراه گردی، به راه آورد

دانایی تو را از تنگناها رها می­کند و هنگام گمراهی، راه را به تو نشان می­دهد.

بوشکور بلخی

**

 

علم بال است مرغ جانت را                               بر سپهر او برد روانت را

سپهر: آسمان، گردون

روان: روح، جان 

مرغِ جان: ترکیب اضافی، اضافه­ی تشبیهی

علم بال و پر مرغِ جانِ توست و جان و روح تو را اعتلا می­بخشد و تا آسمان­ها بالا می­برد.

دل بی علم، چشمِ بی نور است                  مرد نادان زِ مردمی دور است

مردمی: انسانیّت

انسان بدون دانایی، مانند چشمی است که توانایی دیدن ندارد؛ و آدم نادان از انسانیّت فاصله­ی زیادی دارد.

 آرایه­ی تشبیه: دلِ بی علم(طرف اوّل) / چشمِ بی­نور(طرف دوم) / رکن سوم یا وجهِ شبه، (نابینایی و ناتوانی در تشخیص) است (رکن 4) حذف شده است.

بیم «مرد» و «مردمی»آرایه­ی جناس زاید افزایشی وجود دارد.

     آرایه­ی«اسلوب معادله» در طول بیت: اگر نسبت مصرع اوّل بیتی با مصراع دوم آن مساوی باشد و بتوان هر مصراع را مانند کفه­های ترازو، مساوی تصوّر کرد، به گ.نه­ای که معنی دو طرف آن برابر باشد،  اسلوب معادله دارد.

مثال: از قضا آیینه­ی چینی شکست                             خوب شد، اسباب خود بینی شکست

و دیگر: اظهارِ عجز، پیش ستم پیشگان خطاست             اشک کباب موجب طغیان آتش است.

نیست آب حیات جز دانش                             نیست باب نجات جز دانش

باب نجات: در رستگاری 

آب حیات: زندگی. تلمیح به داستان اسکندر و آب حیات.

آب حیات: آب زندگی. آبی که اسکندر به دنبال آن بود تا زندگی جاودان را نصیب خود کند، ولی در نهایت نصیب خضر شد.

بجز دانایی برای زندگی جاویدان راز و رمزی وجود نداردو برای رستگاری و رهایی جز دانش راهی نیست.

دل شود گر به علم بیننده                                راه جوید به آفریننده

اگر دل انسان با دانایی مجهّز شود؛ به شناخت خدا راه می­یابد.

آن­چه در علم بیش می­باید                            دانش ذات خویش می باید

در راه دانش اندوزی آن چیزی که بیش­تر از همه ارزشمند­تر است؛ شناختن خود انسان است. 

بیت پایانی، تلمیح به حدیثی از پیامبر اسلام«مَن عَرَفَ نَفسَهُ، فَقَد عَرَفَ رَبَّهُ» هر کس خودش را بشناسد، خدایش را نیز خواهد شناخت.

اوحدی مراغه­ای


کلمات املایی درس پنجم

والاتر و داناتر-  بینندگان و دانندگان- دیر و دراز ماندن تخت­گاه شاهان- نگهبان جنگ - مرد پرهیزکار- بخرد هوشیار- پناهِ تنگی- تنگنا و مضیقه- بی­راه گشتن- مرغ جان – بوشکور بلخی-  سپهر و گردون- چشم بی نور- نادان و نامردم- آب حیات عشق - باب نجات دانش - بیننده و آفرینندهاوحدی مراغه­ای-  ترجیع بند- رخ داد و حادثه-  قصیده و مثنوی- شاه­نامه­ی فردوسی- مثنوی معنوی- دانش ذات خویش-  لیلی و مجنون نظامی گنجوی-خوش بخت و خوش­حال- تخفیف و مخفّف.

[ ] [ ] [ روح الله کاظمی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به جهت تغییرات کتاب ادبیّات فارسی در یکی دو سال گذشته، - آن هم در حدّ وسیع- و تنوع موضوعی چشم گیر در کتابِ حاضر، نیاز به برخورد متفاوت تر با زنگ های ادبیّات، محسوس تر می نماید.
از یک سو آزمون های متنوّعی که از داخل و خارج محیط مدرسه، بر ذهن و فکرِ اولیای دانش آموزان و گاه خود آن ها تحمیل شده و دبیران ادبیّات را به توانمندی و مسلّح کردن دانش آموزان ملزم می سازد.
از سوی دیگر آزمون های ورودی مدارس غیر انتفاعی و دبیرستان ها که فشار روانی خاصی را به اولیای مدرسه و خانه تحمیل می کند و نیاز به برخورد علمی تر و عالمانه تر با ادبیّات را از همین دوره بایستگی می بخشد.
از یک طرف دیگر، لازمه ی برخورد اشتیاق آمیزتر دبیران مقطع راهنمایی، با توجه دادن دانش آموز به جوهره¬ی ادبیّات، و اصل انسان محوری و اصالت عواطف انسانی در ادبیات، و نیز تشحیذ ذوق و استعداد دانش آموزان ، جهت دادن آن ها به مطالعه ی شاه کارهای ادبیّات دیروز فارسی و زبان شعرای امروز فارسی و رونق بخشیدن به ذخیره ی ادبی دانش آموزان، برخورد دیگرگونی را از دبیران ادبیّات می طلبد.
وبلاگ پیش رو، ضمن ایجاد فرصتی درخور برای مطالعه های جنبی دانش آموز در زمینه ی مطالبی که به نحو مختصر در بطن کتاب ادبیات فارسی دوم راهنمایی بدان ها اشاره شده است؛ آن ها را با برخورد حرفه ای تر با این رشته نیز آشنا می سازد و چه بسا مشکلات موردی آنها در زمینه های ادبی از پیش پای آن ها برمی دارد.
فرصت اندک کتاب و کلاس، مجال پرداختن به رمان ها، داستان های کوتاه، یا سایر انواع ادبی، از قبیل غزل امروز را از نگارنده ی این مطالب گرفته بود. این وبلاگ پنجره ای بود به ادبیّات فارسی محض، تا علاقه مندان دانش آموز، فرصت آشنایی با انواع ادبی را پیدا کنند.
نیز اولیای خانه و مدرسه نسبت به مواردی که در کلاس مطرح می شود وقوف و اشراف یافته و از کمّ و کیف کلاس ادبیّات آگاهی می یابند.
در صورتی که دانش آموزی به دلیل بیماری یا هر دلیل ممکن دیگر، از مدرسه محروم مانده باشد، می تواند با مطالعه ی وبلاگ پیش روی، نیاز خود را به شکل کاملاً تخصّصی تری دنبال فرموده و عقب افتادگی های احتمالی خود را جبران کنند.
و مزایای دیگر که پرداختن به آن ها اسباب روده درازی در این مقال خواهد بود.
امکانات وب
<-BlogTitle-> "> - <-BlogDescription-> - <-BlogTitle->"> ,<-BlogId->, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs">

<-BlogTitle->
<-BlogDescription->
نويسندگان
آخرين مطالب
<-PostContent->
ادامه مطلب
[ <-PostDate-> ] [ <-PostTime-> ] [ <-PostAuthor-> ]
<< مطالب جدیدتر    ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

<-BlogAbout->
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب
<-BlogCustomHtml->